سال نو مبارک

 

7sin

 

چیدن سفره هفت سین از دیرباز از مراسم جدا ناشدنی نوروز بوده که ساعتی به تحویل سال مانده ، این سفره گذاشته میشود. هفت، عددی است مقدس که نشان دهنده هفت ایزد زرتشتیان موسوم به امشاسپندان است و به همین دلیل سین های نوروزی به نام هفت سین خوانده می شوند.

سفره هفت سین سفره ایست که در آن سبزه، سماق ، سیر ، سنجد ، سیب ، سمنو ، سرکه و سکه، همچنین آینه شمعدان ، شمع ، کتب آسمان ، ماهی قرمز ، تخم مرغ رنگ کرده یا تزئین شده ، کتاب شعر، گل مانند شب بو- لاله – سنبل ، کاسه آب ، نقل و نبات و شیرینی قرار میگیرد.

تمامی مواردی که بر سر سفره هفت سین قرار میگیرند دارای معانی خاصی هستند که برای شروع سال نو آنرا طلب میکنیم و البته در هر منطقه معنا و تنوع این موارد متفاوت است

در هفت سین سبزه نشان رویش و سبزی ، سمنو به سبب داشتن گندم نشان برکت ، سنجد نشانی از عشق و دلداگی ، سیب میوه ای به نشان سلامت عشق و زایش، سکه های تازه ضرب شده نمادی از ثروت است، وجود چند دانه سیر نیز به نشانه دفع بیماری و یک ظرف سرکه هم عنوان برکت بر سفره نوروز ایرانیان جای داده می شود.

هفت سین و نمادهای آن نشانه های از نو شدن زندگی و طبیعت هستند که در سفره جای می گیرند. تخم مرغ رنگ کرده به نیت برکت و روزی که معمولا به تعداد اعضای خانواده تهیه میشود و در برخی مناطق به معنایی نشان نژاد است و ازدیاد نسل. ماهی نماد برج حوت یا اسفند و نشان برکت و زایش و در برخی مناطق به نشانه زندگی و پایداریست ، و شیرینی به معنای شیرین کام بودن در تمام روزهای سال است.
میوه ،آجیل و یک تکه نان یا مقداری برنج هم نشان از پر برکت بودن سفره دارد.

گل به نیت باروری و شادابی بر سر سفره هفت سین گذاشته میشود

آینه، برای رفع کدورت و یکرنگی

شمع روشن به نیت روشنایی و طول عمر اعضای خانواده که به همین دلیل اعتقاد بر این بوده که شمع هفت سین را نباید خاموش کرد و در صورت لزوم این کار باید با برگ سبز یا نقل و نبات انجام شود.

اسفند هم گیاهی مقدس محسوب شده و نمادی از بوی خوش است

و سرانجام آب در سفره هفت سین پاکی و پاکیزگی است و همچنین نشان آبادانی و همینطور صافی، پاکی و گشایش در کارها میباشد

برای طراحی یک سفره هفت سین با توجه به فضایی که برای آن در نظر میگیریم از حالتهای مختلف میتوان استفاده کرد که وابسته به نوع ابتکار طراح دارد

همچون قطره باشیم ...

دو قطره آب اگر كنار هم قرار بگيرند چه مي كنند؟

 

 

 

 

 

 

 

جواب: آنها تصوير قطره ديگر را در خود ديده وبه هم مي پيوندند و يك قطره بزرگتر تشكيل مي دهند.

 

اگر چند سنگ به هم نزديك شوند چه مي شود.؟

 

آنها هيچ گاه با هم يكي نمي شوند. شايد تصوير سنگ ديگر را تا حدودي در خود ببينند!

هر چه سabخت تر و قالبي تر باشيد فهم ديگران برايتان مشكلتر و در نتيجه احتمال بزرگتر شدنتان نيز كاهش مي يابد.

مهارتهائي كه شما را در جهت آرامش، بزرگوار تر و اجتماعي تر شدن كمك خواهد كرد را به ياد داشته باشيد:

نرمي  بخشش  مدارا  پشتكاري

حال چه چيزي سخت تر و  مقاوم تر است.

آب يا سنگ!؟

اگر سنگي از كوه سرازير شود و به مانعي برخورد كند چه مي كند؟

  1. اگر مانع كوچك باشد از روي آن عبور مي كند.
  2. اگر متوسط باشد آن ر ا در هم مي شكند.
  3. اگر بزرگ تر باشد پشت آن مي ايستد تا تقدير بعدي چه باشد.

اما آب چه مي كند:

ابتدا سعي مي كند مانع را با خود همراه كند

اگر نتوانست

آنگاه بدون دردسر به دنبال فرار از كوچكترين روزنه مي گردد

و اگر نتوانست

صبر مي كند تا به اندازه كافي قوي شود آنگاه يا از روي مانع عبور مي كند و يا مانع را در هم مي شكند

آب در عين نرمي و لطافت در مقايسه با سنگ به مراتب سر سخت تر و در رسيدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است.

سنگ، پشت اولين مانع جدي مي ايستد ولي آب راه خود را به سمت دريا مي يابد

در زندگي بايد معناي واقعي سرسختي و استواري و مصمم بودن را در دل نرمي و گذشت جست وجو كرد.

گاهي لازم است كوتاه بيائي

گاهي نگاهت را به سمت ديگري بدوز

صبور بايد بود

اما هميشه مصمم .

ab

مادر , محبت و ایثار و دوستی و رفعت

روز مادر مصادف با ولادت بانوي اطهر ، دخت نبي اكرم روزي كه در تمام هستي تنها بانوي زمين و زمان متولد شد، بانويي كه سراسر جهان ازفرش تا عرش ملكوت همه وهمه فقط به خاطر آن بانوي زكيه آفريده شدند .

مادر ، فرشته مقدسي است كه والاترين عشقها را مي توان فقط در وجود او جستجو كرد . به راستي كه هستي ما ازهستي اوست و تا هستيم دوستش خواهيم داشت . هر روز و هر ساعت و هر لحظه بوسه بر خاك پايش مي زنيم و به آهنگ زندگي ، شعر بلند مادر را در نواي لالايي كودكانه مي خوانيم. مادر اي شمع ذوب شده در راه من ، اي آنكه روشني بر ديده هاي  من ، اي بهشتي كه غم و شادي ام را با خودت قسمت مي كني ! اي نقشينه محبت و فداكاري ، كه دائم در تلاشي تا از من يك انسان والا بسازي ! روزت را با گل سرخي سرشار از عشق تقديمت مي كنم ...    

                                        " روزت مبارك مادر "

 

اردیبهشت یعنی بهشت

روز تولد
ادامه نوشته

انتخابات دولت دهم

Select, selection, selective

انتخاب ، واژه اي كه در طول زندگي مان خيلي با آن سروكار داريم : انتخاب لباس ، كفش ، مدرسه ، رشته تحصيلي ، دانشگاه ، همسر ، شغل و خيلي موارد ديگر.

آنچه مطرح شد بيشتر در زندگي شخصي خويش شاهد آن مي باشيم در ديدي وسيع و گسترده تر ، در زندگي اجتماعي خويش  نيز اموري هستند كه نياز به انتخاب شدن دارند كه نبايد سهل انگاري كرد زيرا بر سرنوشت فرد و جامعه تاثير مي گذارد  براي مثال انتخاب رياست جمهور كشور عزيزمان ايران .

طبق قانون اساسي كشورمان رئيس جمهور كشور جمهوري اسلامي ايران با راي مستقيم مردم انتخاب مي شود .به همين جهت هر چهار سال يكبار مردم عزيز كشورمان به پاي صندوقهاي راي ميروند و مردم حق دارند سرنوشت كشورشان را خودشان تعيين كنند و مردم به عنوان  محور تعيين كننده در نظام سياسي مطرح مي باشند . رياست جمهوري يكي از نقشهاي هدايت كننده و جهت دهنده به نظام مي باشد .

براي انتخاب بهتر ، ابتدا هر شهروند بايد از خود اين سؤال را بپرسد كه : انتظار دارم نامزد مورد نظر من بيشتر به چه اموري توجه داشته و چه اهدافي را مد نظر داشته باشد ؟ و خيلي سؤالات ديگر به عبارت ديگر راي دهنده بايد هدف خويش را از انتخابش مشخص نموده سپس به شناسايي نامزدها پرداخته و ارزيابي هايي نسبت به گذشته و فعاليتها و اهداف بيان شده ي نامزد مورد نظر داشته و سپس انتخاب كند و به پاي صندوقهاي راي رفته و راي دهد .

براي شناخت بهتر و صحيح ،  نامزدها از طريق تبليغات به معرفي خود و بيان اهداف و راهكارهاي خويش مي پردازند كه در اين راستا رسانه ها نقش مهمي را ايفا ميكنند ، از جمله صدا و سيما كه از مدتها پيش شروع به تهيه و پخش برنامه هاي انتخاباتي نموده است . تهيه گزارش از اقشار مختلف مردم و حضور در مكانهاي مختلف اجتماعي و مصاحبه با جوانان و دانشجويان از اين برنامه ها مي توان به برنامه ي منطقه آزاد شبكه سوم سيما و تريبون آزاد شبكه دوم سيما مي توان اشاره كرد .

 

رئيس جمهوري در راس قوه ي اجرايي قرار دارد وبا راي مردم انتخاب مي شود .از جمله  صلاحيت هاي احراز اين نقش عبارتند از :

  • ايراني الاصل بودن
  • مدير ومدبر بودن
  • دارا بودن حسن سابقه و امانت و تقوا
  • مؤمن و معتقد بودن به مباني جمهوري اسلامي ايران و مذهب رسمي كشور
  • ....

و برخي از وظايف و اختيارات اين نقش عبارتند از :

·        رياست قوه مجريه

·        انتخاب وزيران و معرفي آنان به مجلس شوراي اسلامي

·        امضاي عهدنامه ها ، موافقت نامه ها و قرادادهاي دولت با ساير دولتها وتنظيم روابط بين المللي

·        اعطاي نشانهاي دولتي

·        نظارت بر كار وزيران

·        و ...

شمارش معكوس براي روز انتخابات آغاز شده  وامسال نيز به لطف پروردگار همچون دوره قبل انتخابات پرشوري شاهد خواهيم بود .طبق گفته هاي آقاي دانشجو ،  تا پايان روز 19 ارديبهشت 475 نفر فرم ثبت نام رياست جمهوري را پركرده و امضا نموده اندکه از این تعداد۴۲نفر خانم می باشندكه مدارك آنها براي بررسي به شوراي نگهبان ارسال شدند . از اين تعداد ثبت نام كننده  149 نفر كه خود را كانديداي رياست جمهوري معرفي كرده اند داراي سنين 30 تا 40 ساله هستند و جوانترين ثبت نام كننده نوزده ساله و مسن ترين ثبت نام كننده سنّي بيش از هشتاد سال دارد .  

چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد

چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد

كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ

كار ما شايد اين است

كه در افسون گل سرخ شناور باشيم

ادامه نوشته

الهی

الهي ، به حرمت آن نام كه تو خواني و به حرمت آن صفت كه تو چناني ، درياب كه مي تواني .

الهي ، عمر خود به باد كردم و بر تن خود بيداد كردم . گفتي و فرمان نكردم ، درماندم و درمان نكردم .

الهي ، عاجز و سرگردانم . نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم .

ادامه نوشته

سال نو مبارک

در بهاران كي شود سرسبز سنگ

خاك شو تا گل برويد رنگ رنگ

سالها تو سنگ بودی دلخراش

آزمون كن ، يك زمانی خاك باش

 سرانجام برگهاي تقويم ورق خورد و بهار سبز فرا رسيد با كوله باري از باران و ابر وباد و گل و درخت و رنگین كمان و نقطه پایانی بر زمستان نهاد تا طبیعت از خواب زمستانی بیدار شود . من هم به نوبه خود همنوا با بهار سبز زندگی خوب و پر بارو شاد ، برايتان آرزومندم ، بياييد همزمان با فصل نو شدنها  دل را نيز خانه تكاني كرده و مهر و محبت و عشق و علاقه را جایگزین صفات ناشايست كنيم و دوستی با همه كس  و دشمنی با هیچکس   ملکه درونی دلهايمان  باشد .

ساقیا آمدن عید مبارک بادت  

haft sin

یا مهدی ادرکنی ...

یک پنجره برای انتظار ...                       

 

یک پنجره برای دیدن 

                                                 

یک پنجره برای شنیدن 

                     

شاید زیاد باشد

 

اما چه خوب است    

                                                   

یک پنجره برای گفتن  

                         

یک پنجره برای تنهایی و سکوت

 

یک پنجره برای آن که  

                                               

دستان ما را به وسعت آسمان پیوند دهد

 

و یک پنجره       

                                                  

برای انتظارتا لحظه ظهور ....  

 

یا مهدی

            

زندگی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست

 

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

 

صحنه پیوسته به جاست

 

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

 

نمي دانم پس از مرگم
چه خواهد شدنمي خواهم بدانم
كوزه گر از خاك اندامم طبيعت
چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم
كه از خاك گلويم
سوتكي سازد
گلويم سوتكي باشد
به دست كودكی
گستاخ و بازيگوش
و او يكريز و پي درپي
دم خويش را بر گلويم
سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را
آشفته تر سازد
بدين سان بشكند در من
سكوت مرگبارم را

گفتگو با بنیانگذار ویکی پدیا

ویکی پدیا                                                      گفت و گو با بنیان گذار ویکی‌ پدیا

انبوه پیشنهاد‌ها به سوی او سرازیر می‌شود مردم برای ملاقات وی ازدحام می‌کنند روزنامه‌ نگاران همه جا سایه به سایه تعقیبش می‌کنند. جیمی ویلز (Jimmy Wales) به اندازه‌ی یک ستاره موسیقی محبوب است هر چند که اصلآ خواننده نیست.
او بنیان گذار ویکی پدیا است ؛ دایرة المعارف بزرگ آن لاین که هر روز میلیون ها بازدید کننده دارد. ویکی پیدا فقط ۵ کارمند تمام وقت دارد اما چیزی در حدود یک و نیم میلیون مقاله موجود در این سایت توسط کاربران از سر تا سر دنیا و به زبان های مختلف نوشته شده است. یک گروه چهار صد نفره آن لاین از داوطلبان به حفظ صحت اطلاعات و جلوگیری از مردم آزاری و تخریب اطلاعات دایرة المعارف کمک می‌کنند. اما ایده تاسیس ویکی پدیا چگونه به ذهن ویلز رسید؟ آیا قاموس و مرام ویکی پیدا (باز بودن منبع مطالب) در دنیای امروز کسب و کار که در آن شرکت های بزرگ حرف اول را می‌زنند دوام می‌آورد؟ «پل مارکز» (Paul Marks) اخیرآ توانست از ویلز بعد از یک سخنرانی در مدرسه اقتصاد لندن وقتی برای گفت و گو بگیرد. متن این گفت و گو را در ادامه می‌خوانید:

آیا ساختار کنونی ویکی‌ پدیا از ابتدا کاملآ پیش بینی شده و طراحی شده بود؟
به هیچ وجه. من رشد نرم افزار های متن باز و راهکار مجوز‌های رایگان استفاده از نرم افزار (Free Licensing) را به عنوان ابزاری جهت تحقق عینی استفاده از نرم افزار های متن باز از ابتدا تعقیب می‌کردم. پیش خود فکر کردم شیوه رایج همکاری بین برنامه نویسان می‌تواند در سایر زمینه ها نیز وجود داشته باشد و متوجه شدم می‌توان از این شیوه در تولید مقاله و اطلاعات آن‌لاین استفاده کرد. با این ایده در سال ۲۰۰۰ کار خود را با تعریف پروژه تولید یک دایرة المعارف به نام «نوپدیا» (Nupedia) آغاز کردم.
ایده من این بود که هزاران نویسنده داوطلب در اختیار داشته باشیم که مقالاتی را برای یک دایرة المعارف آن‌لاین به تمامی زبان ها بنویسند. در همان ابتدای کار متوجه شدیم که فعالیت خود را با ساختاری بالا به پایین و کتابی و روشی کهنه و منسوخ سازماندهی کرده‌ایم.
این مشکلات برای نویسندگان داوطلب اصلآ شوخی نبود چرا که کمیته‌های متعددی برای مرور و بازخوانی مقالات داشتیم که باید مقالات را بررسی و نتیجه را اعلام می‌کردند. این روش خیلی مسخره به نظر می‌رسید زیرا ما ابتدا از یک عده داوطلب می‌خواستیم یک سری مقاله برای ما بنویسند سپس وقت زیادی را صرف ویرایش و مرور نوشته‌های آنها می‌کردیم.

چه زمانی به این نتیجه رسیدید که این روش پاسخگو نخواهد بود؟

فکر کنم زمانی بود که من خواستم راجع به موضوعی که در مورد آن اطلاعاتی داشتم مقاله‌ای در نو‌پدیا بنویسم. پیش خود فکر کردم که روش کار ما چقدر وقت گیر و خسته کننده است. ما «ویکی ها» (Wikis) را طراحی کرده بودیم. ویکی‌ها صفحاتی بودند که بازدیدکنندگان سایت می‌توانستند اطلاعات مورد نظر خود را در آنها اضافه یا ویرایش کنند. فهمیدن این نکته که چگونه
از ویکی درست استفاده کنیم نقطه‌ی عطف پروژه و فتح الفتوح ما بود.

پس ویکی پدیا رسمآ چه زمانی متولد شد؟
پانزدهم ژانویه ۲۰۰۱ ؛ ایده ما خیلی آرمان گرایانه بود. این که هر کسی از سرتاسر جهان به محیط آن‌لاین و متن باز ویکی پدیا دسترسی داشته باشد ؛ محیطی که مجموع دانش بشری را در خود خواهد داشت. حدود دو هفته بعد متوجه شدم که ایده جدیدمان کارایی دارد. مقالات وارد شده در ویکی پدیا در این برهه کوتاه از تمام مقالات گرد‌آوری شده در دو سال گذشته که نو‌پدیا فعال بود بیشتر شده بود. نقطه عطف دیگر در تاریخ ویکی پدیا حادثه ۱۱ سپتامبر بود. در آن زمان داوطلبان ویکی پدا از نقاط مختلف جهان به میدان آمدند و شروع به نوشتن مقالات متعدد کردند. خیلی زود مقالات زیادی در مورد مرکز تجارت جهانی نیویورک هواپیماهای ربوده شده و گروه های تروریستی متهم به دست داشتن در حادثه در ویکی پیدا وارد و ثبت شد. من متوجه شدم کاری که انجام می‌دادیم خیلی بی عیب و نقص بود. اگر زمانی حادثه مهم دیگری رخ دهد مانند بمب گذاری در متروی لندن در سال ۲۰۰۵ ویکی پدیا مکان بسیار مناسبی برای گرد‌آوری و ارائه اطلاعات خواهد بود.

آیا مردم می‌توانند بدون نگرانی به اطلاعات ویکی پدیا اعتماد کنند؟
سوال کاملآ بجایی است. همیشه امکان بروز خطا وجود دارد. وقتی نشریه Nature در دسامبر سال ۲۰۰۵ محتویات علمی و تکنیکی ویکی پدیا را مورد بررسی قرار داد اعلام کرد که دقت آن کمی کمتر از دایرة المعارف بریتانیکا (Britannica) است. بریتانیکا در هر مقاله ۳ خطا و ویکی پیدا در هر مقاله ۴ خطا دارد. این آمار گیری باعث شد مردم باور کنند که ویکی پدیا چندان هم بد نیست. هدف ما همواره این بوده است که لااقل همسطح یا حتی بهتر از دایرة المعارف بریتانیکا باشیم و به هر زبانی که حداقل یک میلیون گوینده دارد ۲۵۰ هزار مقاله داشته باشیم.

ویکی پدیا از نظر مالی چگونه اداره می‌شود؟
فعال نگاه داشتن ویکی پدیا چندان هزینه بردار نیست. در سال گذشته حدود یک و نیم میلیون دلار هزینه کردیم و سال پیش از آن در حدود هفتصد و پنجاه هزار دلار. بیشتر بودجه مورد نیاز ما از طریق کمک‌های مردمی که بین ۵۰ تا ۱۰۰ هزار دلار است تامین می‌شود. بخش عمده هزینه‌ها به توسعه سخت افزار فیزیکی گران قیمت سازمان مربوط می‌شود که همان رایانه‌های کارگزار (Server) اصلی سایت هستند.

آیا ممکن است زمانی ویکی پدیا به یک رسانه بزرگ‌تر فروخته شود؟

دو سال پس از تاسیس ویکی‌ پدیا آن را به بنیاد ویکی پدیا اهدا کردم. فکر می‌کنم این کار یکی از احمقانه ترین یا یکی از هوشمندانه ترین کارهایی بود که در طول عمرم انجام داده‌ام. از این جهت احمقانه که ویکی پدیا حدود ۳ میلیار دلار ارزش داشت و من آن را مفت و مجانی بخشیدم و از این جهت هوشمندانه که این کار بهترین راه برای موفقیت ویکی پیدا بود. بنابراین به نظر من احتمال فروخته شدن ویکی پدیا در آینده بسیار کم است.

                                               بین ویکی‌پدیا و دولت چین چه مشکلی پیش آمد؟
برداشت من این است که ویکی‌پدیا در چین به طور کامل مسدود شده است. اصلآ معلوم نیست چرا. می‌توانیم حدس بزنیم اما مطمئن نیستیم. ما در جایگاهی هستیم که سانسور اساسآ با ماموریت و اهداف بنیاد ما در تضاد است. دسترسی به علم حق بشر است. ما هرگز با سانسور و فیلترینگ کنار نخواهیم آمد. به خصوص از زمانی که گوگل سال پیش برای حذف اطلاعاتی که به مذاق دولت چین خوش نمی‌آمد با آنها تفاهم نامه امضا کرد فیلترینگ به نظر ما غیرقابل تحمل‌تر و کنار آمدن با آن غیر ممکن تر شده است. ناگزیرم بگویم: «در این مورد با چینی ها اتفاق نظر نداریم.» سوال سخت‌تر که همچنان بی پاسخ مانده این است که آیا آنها سایت ما را به خاطر صفحات سیاسی حاوی نکات حساس (از نظر دولت چین) مانند «فالون گونگ» بسته‌اند یا به خاطر احساس خطر اصولی از وجود یک دایرة المعارف متن باز که ممکن است تهدیدی برای سیستم تجاری چینی‌ها محسوب شود.

                                                        بهترین خاطره‌ی شما از ویکی‌پدیا چه بوده است؟
بهترین خاطره من بر می‌گردد به تابستان سال پیش در همایش سالانه ما در «ویکی مانیا» هنگامی که «لری لسیگ» (Larry Lessig) بنیان گذار بنیاد غیر‌انتفاعی
Creative Commons در حال سخنرانی بود. وقتی به آنجا رفتم ۶۰۰ نفر در سالن در حال گوش دادن به سخنان وی بودند. احساس خیلی خوبی به من دست داد. زیرا تمامی این جمعیت به خاطر کاری که ما شروع کردیم در این مکان جمع شده بودند. پیش خودم گفتم: «عجب ؛ ما توانسته‌ایم افراد زیادی را دور هم جمع کنیم تا با هم یک کار مفید انجام دهیم.» یکی دیگر از بهترین خاطرات من Muppet Wiki است. ما حدود ۱۲ هزار مقاله در مورد شخصیت های عروسکی گروه Muppet دریافت کرده‌ایم. شما نظیر چنین اطلاعات و چنین فعالیتی را هرگز در بریتانیکا نخواهید دید.

و بدترین خاطره؟          
من استعدادی در به خاطر سپردن خاطرات تلخ ندارم زیرا فرد خوش بینی هستم. فکر می‌کنم سخت ترین لحظه در کار ما لحظه‌ای است که می‌خواهیم یک زبان دیگر را به زبان های موجود در ویکی‌پدیا اضافه کنیم و اولین متن هایی که با این زبان جدید به ویکی‌پدیا اضافه می‌شود شامل لعن و نفرین نویسندگان بر شخص یا اشخاص خاصی است. چیزی که واقعآ سخت است این است که به عنوان مثال اشخاصی در انجمن نویسندگان و ویرایشگران ویکی‌پدیا مورد علاقه و احترام اکثریت اعضا هستند و به خوبی فعالیت می‌کنند. اما همین افراد سایرین را به خاطر چیزی که در صفحات بحث و گفت و گوی مقالات مطرح کرده‌اند با استفاده از عبارات نفرت انگیز و غیرمودبانه مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند و برای آنها مشکل ساز می‌شوند. خود انجمن تصمیم می‌گیرد آیا به این اشخاص اجازه ادامه همکاری بدهد یا نه. مضحک است که بگویم این مشکل در هر یک از زبان ها به وجود می‌آید و عینآ تکرار می‌شود. در حال حاظر انجمن در حال رشد زبان عربی دقیقآ با چنین مشکلی دست و پنجه نرم می‌کند. این لحظات دشوارترین لحظات برای من هستند.