ویکی پدیا                                                      گفت و گو با بنیان گذار ویکی‌ پدیا

انبوه پیشنهاد‌ها به سوی او سرازیر می‌شود مردم برای ملاقات وی ازدحام می‌کنند روزنامه‌ نگاران همه جا سایه به سایه تعقیبش می‌کنند. جیمی ویلز (Jimmy Wales) به اندازه‌ی یک ستاره موسیقی محبوب است هر چند که اصلآ خواننده نیست.
او بنیان گذار ویکی پدیا است ؛ دایرة المعارف بزرگ آن لاین که هر روز میلیون ها بازدید کننده دارد. ویکی پیدا فقط ۵ کارمند تمام وقت دارد اما چیزی در حدود یک و نیم میلیون مقاله موجود در این سایت توسط کاربران از سر تا سر دنیا و به زبان های مختلف نوشته شده است. یک گروه چهار صد نفره آن لاین از داوطلبان به حفظ صحت اطلاعات و جلوگیری از مردم آزاری و تخریب اطلاعات دایرة المعارف کمک می‌کنند. اما ایده تاسیس ویکی پدیا چگونه به ذهن ویلز رسید؟ آیا قاموس و مرام ویکی پیدا (باز بودن منبع مطالب) در دنیای امروز کسب و کار که در آن شرکت های بزرگ حرف اول را می‌زنند دوام می‌آورد؟ «پل مارکز» (Paul Marks) اخیرآ توانست از ویلز بعد از یک سخنرانی در مدرسه اقتصاد لندن وقتی برای گفت و گو بگیرد. متن این گفت و گو را در ادامه می‌خوانید:

آیا ساختار کنونی ویکی‌ پدیا از ابتدا کاملآ پیش بینی شده و طراحی شده بود؟
به هیچ وجه. من رشد نرم افزار های متن باز و راهکار مجوز‌های رایگان استفاده از نرم افزار (Free Licensing) را به عنوان ابزاری جهت تحقق عینی استفاده از نرم افزار های متن باز از ابتدا تعقیب می‌کردم. پیش خود فکر کردم شیوه رایج همکاری بین برنامه نویسان می‌تواند در سایر زمینه ها نیز وجود داشته باشد و متوجه شدم می‌توان از این شیوه در تولید مقاله و اطلاعات آن‌لاین استفاده کرد. با این ایده در سال ۲۰۰۰ کار خود را با تعریف پروژه تولید یک دایرة المعارف به نام «نوپدیا» (Nupedia) آغاز کردم.
ایده من این بود که هزاران نویسنده داوطلب در اختیار داشته باشیم که مقالاتی را برای یک دایرة المعارف آن‌لاین به تمامی زبان ها بنویسند. در همان ابتدای کار متوجه شدیم که فعالیت خود را با ساختاری بالا به پایین و کتابی و روشی کهنه و منسوخ سازماندهی کرده‌ایم.
این مشکلات برای نویسندگان داوطلب اصلآ شوخی نبود چرا که کمیته‌های متعددی برای مرور و بازخوانی مقالات داشتیم که باید مقالات را بررسی و نتیجه را اعلام می‌کردند. این روش خیلی مسخره به نظر می‌رسید زیرا ما ابتدا از یک عده داوطلب می‌خواستیم یک سری مقاله برای ما بنویسند سپس وقت زیادی را صرف ویرایش و مرور نوشته‌های آنها می‌کردیم.

چه زمانی به این نتیجه رسیدید که این روش پاسخگو نخواهد بود؟

فکر کنم زمانی بود که من خواستم راجع به موضوعی که در مورد آن اطلاعاتی داشتم مقاله‌ای در نو‌پدیا بنویسم. پیش خود فکر کردم که روش کار ما چقدر وقت گیر و خسته کننده است. ما «ویکی ها» (Wikis) را طراحی کرده بودیم. ویکی‌ها صفحاتی بودند که بازدیدکنندگان سایت می‌توانستند اطلاعات مورد نظر خود را در آنها اضافه یا ویرایش کنند. فهمیدن این نکته که چگونه
از ویکی درست استفاده کنیم نقطه‌ی عطف پروژه و فتح الفتوح ما بود.

پس ویکی پدیا رسمآ چه زمانی متولد شد؟
پانزدهم ژانویه ۲۰۰۱ ؛ ایده ما خیلی آرمان گرایانه بود. این که هر کسی از سرتاسر جهان به محیط آن‌لاین و متن باز ویکی پدیا دسترسی داشته باشد ؛ محیطی که مجموع دانش بشری را در خود خواهد داشت. حدود دو هفته بعد متوجه شدم که ایده جدیدمان کارایی دارد. مقالات وارد شده در ویکی پدیا در این برهه کوتاه از تمام مقالات گرد‌آوری شده در دو سال گذشته که نو‌پدیا فعال بود بیشتر شده بود. نقطه عطف دیگر در تاریخ ویکی پدیا حادثه ۱۱ سپتامبر بود. در آن زمان داوطلبان ویکی پدا از نقاط مختلف جهان به میدان آمدند و شروع به نوشتن مقالات متعدد کردند. خیلی زود مقالات زیادی در مورد مرکز تجارت جهانی نیویورک هواپیماهای ربوده شده و گروه های تروریستی متهم به دست داشتن در حادثه در ویکی پیدا وارد و ثبت شد. من متوجه شدم کاری که انجام می‌دادیم خیلی بی عیب و نقص بود. اگر زمانی حادثه مهم دیگری رخ دهد مانند بمب گذاری در متروی لندن در سال ۲۰۰۵ ویکی پدیا مکان بسیار مناسبی برای گرد‌آوری و ارائه اطلاعات خواهد بود.

آیا مردم می‌توانند بدون نگرانی به اطلاعات ویکی پدیا اعتماد کنند؟
سوال کاملآ بجایی است. همیشه امکان بروز خطا وجود دارد. وقتی نشریه Nature در دسامبر سال ۲۰۰۵ محتویات علمی و تکنیکی ویکی پدیا را مورد بررسی قرار داد اعلام کرد که دقت آن کمی کمتر از دایرة المعارف بریتانیکا (Britannica) است. بریتانیکا در هر مقاله ۳ خطا و ویکی پیدا در هر مقاله ۴ خطا دارد. این آمار گیری باعث شد مردم باور کنند که ویکی پدیا چندان هم بد نیست. هدف ما همواره این بوده است که لااقل همسطح یا حتی بهتر از دایرة المعارف بریتانیکا باشیم و به هر زبانی که حداقل یک میلیون گوینده دارد ۲۵۰ هزار مقاله داشته باشیم.

ویکی پدیا از نظر مالی چگونه اداره می‌شود؟
فعال نگاه داشتن ویکی پدیا چندان هزینه بردار نیست. در سال گذشته حدود یک و نیم میلیون دلار هزینه کردیم و سال پیش از آن در حدود هفتصد و پنجاه هزار دلار. بیشتر بودجه مورد نیاز ما از طریق کمک‌های مردمی که بین ۵۰ تا ۱۰۰ هزار دلار است تامین می‌شود. بخش عمده هزینه‌ها به توسعه سخت افزار فیزیکی گران قیمت سازمان مربوط می‌شود که همان رایانه‌های کارگزار (Server) اصلی سایت هستند.

آیا ممکن است زمانی ویکی پدیا به یک رسانه بزرگ‌تر فروخته شود؟

دو سال پس از تاسیس ویکی‌ پدیا آن را به بنیاد ویکی پدیا اهدا کردم. فکر می‌کنم این کار یکی از احمقانه ترین یا یکی از هوشمندانه ترین کارهایی بود که در طول عمرم انجام داده‌ام. از این جهت احمقانه که ویکی پدیا حدود ۳ میلیار دلار ارزش داشت و من آن را مفت و مجانی بخشیدم و از این جهت هوشمندانه که این کار بهترین راه برای موفقیت ویکی پیدا بود. بنابراین به نظر من احتمال فروخته شدن ویکی پدیا در آینده بسیار کم است.

                                               بین ویکی‌پدیا و دولت چین چه مشکلی پیش آمد؟
برداشت من این است که ویکی‌پدیا در چین به طور کامل مسدود شده است. اصلآ معلوم نیست چرا. می‌توانیم حدس بزنیم اما مطمئن نیستیم. ما در جایگاهی هستیم که سانسور اساسآ با ماموریت و اهداف بنیاد ما در تضاد است. دسترسی به علم حق بشر است. ما هرگز با سانسور و فیلترینگ کنار نخواهیم آمد. به خصوص از زمانی که گوگل سال پیش برای حذف اطلاعاتی که به مذاق دولت چین خوش نمی‌آمد با آنها تفاهم نامه امضا کرد فیلترینگ به نظر ما غیرقابل تحمل‌تر و کنار آمدن با آن غیر ممکن تر شده است. ناگزیرم بگویم: «در این مورد با چینی ها اتفاق نظر نداریم.» سوال سخت‌تر که همچنان بی پاسخ مانده این است که آیا آنها سایت ما را به خاطر صفحات سیاسی حاوی نکات حساس (از نظر دولت چین) مانند «فالون گونگ» بسته‌اند یا به خاطر احساس خطر اصولی از وجود یک دایرة المعارف متن باز که ممکن است تهدیدی برای سیستم تجاری چینی‌ها محسوب شود.

                                                        بهترین خاطره‌ی شما از ویکی‌پدیا چه بوده است؟
بهترین خاطره من بر می‌گردد به تابستان سال پیش در همایش سالانه ما در «ویکی مانیا» هنگامی که «لری لسیگ» (Larry Lessig) بنیان گذار بنیاد غیر‌انتفاعی
Creative Commons در حال سخنرانی بود. وقتی به آنجا رفتم ۶۰۰ نفر در سالن در حال گوش دادن به سخنان وی بودند. احساس خیلی خوبی به من دست داد. زیرا تمامی این جمعیت به خاطر کاری که ما شروع کردیم در این مکان جمع شده بودند. پیش خودم گفتم: «عجب ؛ ما توانسته‌ایم افراد زیادی را دور هم جمع کنیم تا با هم یک کار مفید انجام دهیم.» یکی دیگر از بهترین خاطرات من Muppet Wiki است. ما حدود ۱۲ هزار مقاله در مورد شخصیت های عروسکی گروه Muppet دریافت کرده‌ایم. شما نظیر چنین اطلاعات و چنین فعالیتی را هرگز در بریتانیکا نخواهید دید.

و بدترین خاطره؟          
من استعدادی در به خاطر سپردن خاطرات تلخ ندارم زیرا فرد خوش بینی هستم. فکر می‌کنم سخت ترین لحظه در کار ما لحظه‌ای است که می‌خواهیم یک زبان دیگر را به زبان های موجود در ویکی‌پدیا اضافه کنیم و اولین متن هایی که با این زبان جدید به ویکی‌پدیا اضافه می‌شود شامل لعن و نفرین نویسندگان بر شخص یا اشخاص خاصی است. چیزی که واقعآ سخت است این است که به عنوان مثال اشخاصی در انجمن نویسندگان و ویرایشگران ویکی‌پدیا مورد علاقه و احترام اکثریت اعضا هستند و به خوبی فعالیت می‌کنند. اما همین افراد سایرین را به خاطر چیزی که در صفحات بحث و گفت و گوی مقالات مطرح کرده‌اند با استفاده از عبارات نفرت انگیز و غیرمودبانه مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند و برای آنها مشکل ساز می‌شوند. خود انجمن تصمیم می‌گیرد آیا به این اشخاص اجازه ادامه همکاری بدهد یا نه. مضحک است که بگویم این مشکل در هر یک از زبان ها به وجود می‌آید و عینآ تکرار می‌شود. در حال حاظر انجمن در حال رشد زبان عربی دقیقآ با چنین مشکلی دست و پنجه نرم می‌کند. این لحظات دشوارترین لحظات برای من هستند.