خانواده و رسانه
در اين سير، ارتباط فرد با رسانه الكترونيكي و بياحساس شكل ميگيرد و به دليل برتري تكنولوژيكي و تجهيز فني ابزارهاي رسانهاي، نوعي بيم فرهنگي و انفعال شخصيتي در فرد ايجاد ميشود. در نتيجه افراد خانواده به جاي گفتوگوي صميمي با يكديگر، با ابزارهاي الكترونيكي ارتباط برقرار ميكنند، ارتباطي كه فاقد بار احساسي و عاطفي است. اين آسيب در ارتباط ميان فرزندان و والدين و ارتباط زن و شوهر، بيشتر خود را نشان ميدهد.
تجربهها نشان ميدهد كه هر اندازه ارتباط ميان فرزندان و والدين و همچنين ارتباط ميان همسران، به دليل تغيير مخاطب كاهش مييابد، اعضاي خانواده از نظر عاطفي و هيجاني و نيز از نظر شناختي، از هم دورتر ميشوند. بنا بر آمارهاي رسمي ميزان مشاهده تلويزيون در ايرانيان نزديك به چهار ساعت و نيم در روز است. اين ميزان بسيار زياد است و ميتواند به كاهش فضاي گفتوگو ميان اعضاي خانواده بينجامد. نتيجه ادامه اين روند، افزايش فردگرايي و كاهش جمعگرايي است كه عامل مهمي در از همگسستگي خانواده قلمداد ميشود.
براي رهايي از اين وضعيت، بايد فرهنگ استفاده از ابزارهاي رسانهاي گسترش يابد؛ در اين فرهنگ اين ابزارها بايد در خدمت انسانها باشد نه شكلدهنده رفتار آنها. البته رسانهها هر اندازه نجابت به خرج دهند و به سلامت پيام خود اهميت بدهند، نميتوانند جاي ارتباط چهرهبهچهره را بگيرند. پس خانوادهها بايد به كاهش استفاده از ابزارهاي رسانهاي و استفاده كنترلشده از آنها براي رسيدن به اهداف مورد نظر، روي آورند. طبيعي است در اين وضعيت فضاي خانواده براي گفتوگو و همكلامي آماده ميشود.
منبع مقاله: سايت باشگاه انديشه